الشيخ حسين المظاهري
338
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
نساختى . اى كسى كه به دوستدارانش شيرينى همدمى را چشاند و آنها با تملّق در برابرش ايستادند . بار خدايا ! دلِ آرام دلان ، شيداى تويند و راههاى متمايلان به سوى تو ، هموار و نشانه هاى كسانى كه آهنگ تو دارند ، آشكار و دل عارفان از تو لرزان . خدايا ! كيست كه شيرينى محبّت تو را بچشد و آهنگ جانشينى براى تو كند و كيست كه به نزديكى تو انس گيرد و در صدد جابه جايى از كنار تو برآيد . خدايا ! ما را از كسانى قرار بده كه براى نزديكى و دوستى ات برگزيده اى و او را براى موّدت و محبّتت ، خالص گردانيده اى و به ديدارت مشتاقش ساخته اى . . . خدايا ! ما را از كسانى قرار ده . . . كه دلهاشان به محبّت تو چنگ در مى زنند و دلهاشان از هيبت تو به گوشه اى در نشسته اند . اى كسى كه پرتو قدسش براى ديدگان دوستدارانش زلالى يافته و انوار چهره اش براى دل عارفانش آرايش يافته است . اى آرزوى دل مشتاقان و ، اى غايت آمال دوستداران ! محبّت تو و هر كه تو را دوست دارد و هر عملى را كه مرا به نزديكى تو مى رساند ، خواستارم . و اينكه خود را براى من محبوبترين كس در ميان اغيارت قرار دهى و محبّتم را به خود ، جلودار من به سوى رسيدن به خشنوديت گردانى و اشتياقم را افزون بر عصيان از خودت قرار دهى . سخنانى پيرامون محبّت خدا 1 . همگان بدانند كه امّت ، همداستانند بر اينكه دوست داشتن خدا و رسول ، فرض است و هرگز بر چيزى كه وجود ندارد ، فرض تعلّق نمى گيرد و چگونه مى توان محبّت را به فرمانبرى تفسير كرد و حال آنكه فرمانبرى پيرو و پسامد محبّت است . پس ناگزير بايد حبّ مقدّم باشد و سپس سخن اطاعت از كسى به 2 .